+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 8:39  توسط mohammad  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 21:17  توسط mohammad  | 

یک نگاه به نامحرم میتواند سالها عبادتت را بسوزاند

و یک نگاه نکردن میتواند برتر از سالها عبادت باشد

فقط یک نگاه را برگردان!

چشمت را ببند!

با خدا معامله کن!

چکهای خدا سر وقت پاک میشود...

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 21:16  توسط mohammad  | 

گناه را باید ترک کرد

بی تعارف

وقت اندک است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 21:15  توسط mohammad  | 

یا علی بن موسی الرضا...

دلم مشهدت را میخواهد...
باهواپیما،قطار یا ماشین شخصی فرقی نمیکند..
10 روز،دو روز،1 روز حتی یک ساعت..
فرقی نمیکند..
فقط  
بطلب...
بیایم..
دلم تنگ است...
قد یک

"السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام"
رو به بارگاهت..
همین...
---------------
ای شاه...

پناهم بده...

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 21:14  توسط mohammad  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 21:12  توسط mohammad  | 


نسیم، دانه را از دوش مورچه انداخت ؛

 

مورچه، دانه را دوباره بر دوشش گرفت و رو به خدا گفت :

 

گاهی یادم می رود که  هستی ،

 

کاش بیشتر نسیم بوزد …

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ساعت 16:6  توسط mohammad  | 
هر شب می خونم باشور ونوا، کربلا می خوام ابوالفضل ذکر سجود نمازم شده :کربلا می خوام ابوالفضل جدایی هم حدی داره آقام، کربلا می خوام ابوالفضل ابوالفضل کربلاییم کن .ابوالفضل نینواییم کن نفس نفسم ذکر کربلاست ،کربلا می خوام ابوالفضل عشق من فقط گنبد طلاست ،کربلا می خوام ابوالفضل قسمتم بکن تا بیام حرم، کربلا می خوام ابوالفضل جون وزندگیم نذر روضه هات ،کربلا می خوام ابوالفضل ابوالفضل کربلاییم کن .ابوالفضل کربلاییم کن ابوالفضل نینواییم کن .ابوالفضل نینواییم کن 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ساعت 13:14  توسط mohammad  | 
...بسم رب المهدی... 



یا مهدی جانم
 
...تو اگر بیایی...


تمام شادی های ریز و درشتم را
همه ی خنده هایم را بین مردم قسمت می کنم
آخر تو برای شاد بودنم کفایت میکنی!
...تو اگر بیایی...
مسیر آمدنت را با گل های نرگس فرش خواهم کرد
...تو اگر بیایی...
قول می دهم که کنار تمام جاده های تاریک فانوس بکارم


...تو اگر بیایی...
من برای آمدنت یه آسمان ستاره نذر کردم
اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج





خاموش‏تر از چراغ مرگم ، روشن‏تر از آفتاب کجایى؟

عقربک‏هاى ساعت، تا کى به گرد خود گردند، بیهوده در صفحه غیبت

در گرگ و میش سحرگاه، پایان دروغ را انتظار مى‏کشم

آن روز که بیایى، 
جهان براى خوشبختى ما تنگ است


آغاز و فرجام خویش را در تو میجویم

این گریه را پایانى است اگر، 

اشک راه خود را بداند و بر هر دامانى نریزد.




+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:28  توسط mohammad  | 


آری شیطان در کمین همین نگاه من و توست


به هنگام نگاه به نامحرم  ، سر به زیر افکن و بگو:


« اعوذ بالله من الشیطان الرجیم »



+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:22  توسط mohammad  | 

داشتم تو جبهه مصاحبه میگرفتم، کنارم ایستاده بود که یهو یه خمپاره اومد و...

بوممممممممم...

نگاه کردم دیدم ترکش بهش خورده و افتاده زمین دوربینو برداشتم، رفتم سراغش .بهش گفتم تو این لحظات آخر زندگی اگه حرفی صحبتی داری بگو...

در حالی که داشت اشهد و شهادتینش رو زیر لب زمزمه می کرد گفت:

من از امت شهید پرور ایران یه خواهش دارم .اونم اینکه وقتی کمپوت می فرستید جبهه خواهشاْ کاغذ روشو نکَنید. بهش گفتم : بابا این چه جمله ایه قراره از تلویزیون پخش بشه ها، یه جمله بهتر بگو برادر...

با همون لهجه اصفهانیش گفت: اخوی آخه نمی دونی تا حالا سه دفعه به من رب گوجه افتاده.

آری

همینان بودند  آمدند تا هرچند کوتاه برای مدتی شادی و لذت حقیقی را به رخ ما بکشند و بروند. آمدند و آنقدر که دنیاداران زندگی را جدی گرفته بودند، اینان مرگ را به مسخره گرفتند...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ساعت 15:5  توسط mohammad  | 

بعد از شما چه کردیم؟؟؟


ای شهیدان... جانبازان...

ما بعد از شما چه کردیم ؟! هیــــــچ ؟؟؟؟؟
 

 


 
شمـــآ را فراموش کردیم؟

لباس های خاکیتان را در میدان های مین  و لابه لای سیم خاردارها رها کردیم؟

خاطرات شما را با سر بندهایتان از یاد بردیم.

رمز حمله را فراموش کردیم. 
عهدمان را با ولی شکستیم و دعــای عهـــد را فراموش کردیم... .
زمان ندبه و سمات را گم کردیم و شفع و وتر و صبح مان قضــــا شد... .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:59  توسط mohammad  | 

حتما ...

 تا دست راستش را جلوتر برد تازه یادش افتاد ... 

بغضش گرفت و اشکش جاری شد ...

لبخند آقا را میدید و زیر لب میگفت: 

" رحم الله عمی العباس ! "


 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:54  توسط mohammad  | 
javanenghelabi.ir 1392 (174)

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:46  توسط mohammad  | 

خدایا دستم به آسمونت نمی رسه...

اما تو که دستت به زمین میرسه، بلندم کن... 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:45  توسط mohammad  | 
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:43  توسط mohammad  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 14:59  توسط mohammad  | 
1

تعداد 14 غلام در کربلا شهيد شدند: نصر و سعد از غلامان علي(ع)، منحج غلام امام مجتبي(ع)، اسلم و قارب غلامان امام حسين(ع)
حرث غلام حمزه، جون غلام ابوذر، رافع غلام مسلم ازدي، سعد غلام عمر صيداوي، سالم غلام بني المدينه، سالم غلام عبدي، شوذب غلام شاكر، شيب غلام 
حرث جابري، واضح غلام حرث سلماني. 
ماهنامه موعود شماره 51

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 14:57  توسط mohammad  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 14:49  توسط mohammad  | 

شهید ابراهیم همت


ازهمه هستی اش برای دفاع از دین وآسایش امروز ما گذشت

مادر مقابل از خود گذشتگی او چه پاسخی داریم؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 14:39  توسط mohammad  |